عشق پرزده .... من .. !!
خدایا ! نگاهم کن .. نگاهت را دوست دارم ...
دوباره دلم گرفته دوباره ازم تو دوری با دل و جون تورو میخوام ولی تو بت غروری دوباره دلم گرفته دوباره تنهام گذاشتی تو چه اسون دل بریدی رفتی و از من گذشتی تورو بیشتر از خودم دوست دارم تو میدونی ولی ترکم میکنی نمیدونی چه جوری عاشقتم با نگاهت داری دیوونم میکنی تو دیوونم میکنی ... داری دیوونم میکنی ... تو دیوونم میکنی ... illede uğruna ölmem mi gerek çekip sebebsiz gidişlerin yine çoştu gönül illede uğruna ölmem mi gerek hala her günüm gecemde seni anıyorum من و ببر به خاطرات خوبه نیمه کارم من و ببر که عاشق یه فرصت دوبارم بذار کسیکه میدونی برات مرده همیشه دوباره باتو عاشق یه لحظه زندگی شه .... ای خسیس !!! فقط آنهايي كه باد كاشتند، طوفان درو كردند!
من كه برايت هزار سينه آواز خوانده بودم
از پرواز پرستوهاي عاشق،
براي چه گرفتار گردبادي ام كه
مرا در خود مي پيچاند و مي غلتاند و مي گرياند؟ چراغ ها خاموش میخواهم چشم هایم به تاریکی عادت کنند ... من به روشنایی دروغین شهر آلوده ام !! به روشنایی بی صداقت لامپ های سبز ونور بی حرارتشان آلوده ام ... به دورغ های نورانی رنگارنگ ... من چیزای با ارزش تری هم دارم ... صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد روزی، دیر یا زود تصمیم آخر را خواهی گرفت. عکسهای مرا پاره خواهی کرد و نامه هایم را بدور خواهی ریخت. تقدیر همین است.. همانگونه که اشکهایی که دور چشم حلقه زده عاقبت فرو خواهد غلتید. و آن روز خواهد رسید که برگ از شاخه جدا میشود. و فراموشم خواهی کرد همانگونه که این قلم دیگر خواب روزهای سبز را هم نمیبیند... من من از تو دل نمیبرم اگرچه از تو دلخورم اگرچه گفتی تورو به خاطرات بسپرم هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام تودر سراب آینه شبانه خنده میکنی من شکست داده را خودت برنده میکنی نیومدی و سال ها نظر به جاده دوختم بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها صدا یزن مرا شبی به غربتی که ساختی به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی سکوت کن ! مترسک ناز می کند 
heder oldum aşkına bilerek
kime özlem kimlere hasret
sevemezsin yok sende yürek
pişman olupda dönüp özürlerin
senin bu tavrı hallerinle
bende ne fikir kaldı ne de cümle
ya sen bitir ya ben bitireyim
ya sen çek git ya ben mi gideyim
aşk dediğin bir yerde bitiyor
bitince acıtıyor…..
akıyooorr sensizliği yakıyooorr
sönmeden küllenmeden bir karar ver artık
ya kal ya da git
heder oldum aşkına bilerek
kime özlem kimlere hasret
sevemez seni yok sende yürek
hala aynı heycan aşkla sana koşuyorum
varsa aşkına evrim işte o benim



سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند.......

پری کوچک غمگینی را
می شناسم
که در اقیانوسی
مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبی
می نوازد
ارام...ارام
پ
ر
ی
کوچک غمگینی
که شب
از یک بوسه
میمیرد
و سحرگاه
با یک بوسه
به دنیا خواهد آمد!
سکوت کن به یاد آنکه در سپیده جان سپرد
سکوت کن !
سکوت کن به یاد آنکه با امید خلق مُرد
سکوت کن به یاد خشم آن همیشه سر بلند
سکوت کن به یاد آنکه عاشقانه زخم خورد
تو از سکوت اگر ، اگر به خشم می رسی سکوت کن
اگر به خشم می رسی سکوت کن ......................
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
| Design By : Night Skin |


